سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
156
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
شده بر علوّ قدر و ارتفاع منزلتى كه لفظ علوّ مكان را براى آن استعاره آوردهاند آنچه را كه بر علوّ مكان جارى كرده و بناء بر آن مىگذارند به طوريكه اصلا علوّ قدر و ارتفاع شأن را چيزى غير از علوّ مكان به حساب نياوردهاند چنانچه در قول ابى تمام در قصيدهاى كه خالد بن يزيد شيبانى را در آن مورد مرثيه قرار داده اينطور آمده : و يصعد حتّى يظن الجهول * بانّ له حاجة فى السماء يعنى : خالد بن يزيد بقدرى بالا رفت و عروج نمود كه افراد نادان و كامل الجهل پنداشتند وى در آسمان حاجتى دارد كه اينمقدار مسافت بالا را طى كرده است . در اين بيت شاعر [ صعود ] را براى علوّ قدر و ارتفاع منزلت و ارتقاع در مدارج كمال استعاره آورده سپس آنچه بر علو مكان و ارتقاء به طرف آسمان جارى مىكنند را بر آن اجراء كرده و آن عبارتست از پنداشتن افراد كامل الجهل كه وى در آسمان حاجتى دارد چه آنكه اين پندار و توهّم از امورى استكه بر علوّ مكان بار مىشود و چنانچه ملاحظه مىشود شاعر اينمعنا را بر علوّ قدر خالد بن يزيد مترتّب و جارى دانسته است . و اين نيست مگر تناسى تشبيه و عزم براينكه علوّ قدر همان علوّ مكان مىباشد : تنبيه اينكه شاعر لفظ [ جهول ] را به كار برده از آن زيادى مبالغه در مدح استفاده مىشود زيرا معناى كلام آنست كه حاجت در آسمان را اشخاص كامل الجهل و نادان مىپندارند امّا اشخاص عاقل مىدانند